آرتین در رستوران
سلام شاهزاده من
از وقتی بدنیا اووومدی کلی رفتیم رستوران هم تنهایی هم با دوستامون...
معمولا خواب بودی
یا توی کریرت بازی میکردی
..
یا اینکه گریه میکردی
و بغل من یا بابا بودی
ولی امروز کلی فرق داشت![]()
![]()
بزرگ تر شدی... شیطون تر... و کلی من و بابا رو سرگرم کردی...![]()
....................
سلام شاهزاده من
از وقتی بدنیا اووومدی کلی رفتیم رستوران هم تنهایی هم با دوستامون...
معمولا خواب بودی
یا توی کریرت بازی میکردی
..
یا اینکه گریه میکردی
و بغل من یا بابا بودی
ولی امروز کلی فرق داشت![]()
![]()
بزرگ تر شدی... شیطون تر... و کلی من و بابا رو سرگرم کردی...![]()
فقط همینو بگم که فقط کافی بود یه لحظه غافل شیم... بطری آب معدنی رو که انداختی...![]()
یهو دیدیم کفگیر برنج و کلی برنج ریخت رو هوااااااا...حالا چه جوری
....شمایی دیگهههههه![]()
با اینکه کلی از میز دور بودی ولی هی دستاتو دراز میکردی تا به میز برسی![]()
![]()
فقط کم مونده بود رومیزی رو بگیری و همه چیو بریزی ....![]()
کلی امروز خوش گذشت... هم اینکه عمو امیر اول زنگ زد
و کلی خبر های خوب داد....
و هم اینکه از بس تو شیطونی کردی کلی بهمون خوش گذشت و ...
اینم من و بابا که تند تند ازت عکس میگرفتیم![]()
نکته خوب ماجرا این بود که من و بابا خیلی زود سیر شدیممممممممممممم

چند تا از عکس های امروزو میذارم تا یادت بمونه که....
چقدر خوشکل و خوش تیپ( البته مثل همیشه)
و شیطون بودی![]()
![]()



اینم آرتین و بابا


اینم آرتین و مامان ...و چون تو حسابی شیطونی می کردی و یه دونه عکس بیشتر باهات نگرفتم.. دو بار میذارمش


خیلی دوستت داریم شاهزاده من
1391/12/09



آرتین در رستوران
